اسماعيل ناظم
41
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
مىكند ( پتانسيل ) . پس حركت قسرى از اقسام حركت ذاتى است و قسر در لغت به معنى جبر و ستم و در اصطلاح خلاف طبع است و هرجا حركت طبيعى نيست ، قسرى هم نيست . مبدأ حركت قسرى در خود متحرك است هرچند اين مبدأ از خارج استفاده شده است . در حركت قسرى اقوال ديگرى هم گفته شده است ؛ يكى اينكه حركت قسرى يا به واسطهء دفع است يا به سبب جذب . دفع آن است كه وقتى تير رها شد ، هوايى كه جلوى تير است به عقب برمىگردد و در تير فشارى مىآورد و آن را جلو مىبرد . جذب آن است كه هوايى كه جلوى تير است ، زودتر قبول دفع مىكند و دفع مىشود و وقتى دفع شد ، اين هوا تير را جذب مىكند و همچنين الى آخر . اما وقتى كه تيرانداز تير را پرتاب كرد ، هوا با قوه تير مقاومت مىكند با اين تصادم هوا ، قوهء ايجاد شده در تير را كمكم ضعيف كرده ، به اندازهاى كه در آن قوه مقاومت مساوى با قوه طبع تير يا سنگ پرتاب شده مىشود و در آن موقع است كه سنگ يا تير آنى توقف كرده ، بعد به طبيعت خود پايين مىآيد . بين ارسطو و افلاطون و پيروانشان اختلاف است كه آيا بين هر دو حركت مستقيم ( قسرى و طبيعى ) سكونى هست يا نه ؟ ارسطو مىگويد : ميان هر دو حركت مستقيم بايد سكونى باشد . افلاطون مىگويد لازم نيست كه سكونى باشد . دلايل آنها در كتاب شفا ذكر گرديده است . « 15 » در حركت قسرى ، قاسر علت حركت نيست ؛ زيرا آن وقت تخلف معلول از علت لازم مىآيد چون زيرا ممكن است پس از پرتاب سنگ ، سنگانداز بميرد و اگر علت حركت قاسر باشد ، بايد سنگ در حركت بايستد و حال آنكه اينطور نيست . پس واضح شد كه قاسر در حركت قسرى علت حركت نيست ، بلكه قوهاى در سنگ ايجاد كرده كه به وسيله آن قوه سنگ بالا مىرود . اگر مبدأ باشعور است آن را
--> ( 15 ) . ر . ك : ترجمه سماع طبيعى شفاء .